خلوت شب را از دست مده و به حقیقت بگو الهی آمدم تا کامروا گردی. سخن و خوراک و خواب باید به قدر ضرورت باشد. نمی گویم مقدس نباش ؛ ولی مقدس عاقل باش .بسی بسی مباش که سخریه این و آن می شوی . فرزانه باش و دیوانه باش!خویشتن را تفویض به حق کن و او را  وکیل خود بگیر که تواناتر و داناتر و با وفاتر و مهربان تر و پاینده تر از او نخواهی یافت حسبنا الله و نعم الوکیل.   

علامه حسن زاده آملی

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم|شعر امام زمان

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

عده ای بر سر آنند اسیرت نشوند / من بر آنم که گرفتار نباشم چه کنم ؟
تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم ؟ / راستی ، اینهمه بیمار نباشم چه کنم ؟

بهـــار میـــ رسد امــا..

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 تــو بایــدی و یقینی، نــه اتفاقی و شاید  /  تــو سرنوشت زمینی، کــه اتفــاق می‌افتد

                                                                                                                          

دختــرِ دهاتــــے!

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

  پدرم گفته بود: بعد از من، تو نگهبان باغ ها هستی  

  باید این سیب ها به او برسند، منتظر باش و خوب دقّت کن!

 

غزلی در وصف امام عصر حضرت مهدی (عج)

غزل حضرت مهدی

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود / ز دام خال سیاهش کسی رها نشود ..
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار / به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود ..

این جمعه هم گذشت...

این جمعه هم گذشت

می خواستم که وقف تـو باشم تمام عمر   /   دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام   /   از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

  

همـــاره بگذرد از کربلا مسیر دقایق...

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

مرید تاب و تبت شد، شهید خال لبت شد  /  شنیده هرکه به گوشش، رحیل قافله ها را

مسیر عشق ندارد "قرار"، جز به "رسیدن"  /   بگو که ساده نگویند بر بلا، بله ها را...

مثنــوی آشـفـته !

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

  این انتظـار خسته و کـج را بگیر از ما  /  کاری بکن در حد عـالی منتظـر باشیم

  حتـی اگر دیدار رویت سهم ماها نیست  /  آقـا کمک کن چند سالی منتظـر باشیم